برای دو قرن کلاسهای درس با محوریت سکوت دانشآموز و شنیدن سخنان معلمان اداره میشد. الگویی که در آن هر کار دیگری در کلاس مخل قوانین کلاس تلقی میگشت. اما پژوهشهای نوین نشان میدهند که یادگیری واقعی زمانی رخ میدهد که ذهن و بدن هر دو همزمان باهم فعال باشند.
رویکرد تعاملی براساس همین دیدگاه بنا شده. گذار از آموزش سنتی به یادگیری تعاملی نیاز به تغییرات کلی و جزئی در فضای کلاس داشت. در این مطلب بررسی میکنیم که یادگیری مشارکتی چیست و چه تاثیراتی دارد؟
آموزش در سالهای اخیر دستخوش تغییرات مهمی شده؛ یکی از آنها تغییر از دریافت منفعلانه اطلاعات به سمت محیطهای یادگیری فعال بود. در رأس این تحول، یادگیری تعاملی قرار دارد که ملموسترین نمود آن یادگیری مشارکتی (Cooperative Learning) است.
یادگیری مشارکتی رویکردی آموزشی است که در آن دانشآموزان در گروههای کوچک و ساختاریافته، برای دستیابی به اهداف یادگیری مشترک با یکدیگر همکاری و تعامل دارند.
این رویکرد در تضاد با آموزش سنتی کلکلاسی (Whole-Class Instruction) قرار داشت؛ مدلی که در آن دانشآموزان بهعنوان یک گروه بزرگ، عمدتاً از طریق ارائه یکسان مطالب، گوش دادن و کار فردی آموزش میبینند و معلم معمولا بهعنوان منبع اصلی اطلاعات عمل میکند؛ در حالی که یادگیری مشارکتی، تعامل همتابههمتا را در فرایند یادگیری وارد میکند و دانشآموزان را به بحث درباره ایدهها و حل گروهی مسائل پیچیده ترغیب میکند.
اثربخشیِ یادگیری مشارکتی فراتر از کنار هم بودن دانشآموزان است؛ موفقیت این رویکرد وابسته به تقابل هدفمند و تعهد فردی وابسته است تا تکتک اعضا فعالانه مشارکت کنند و زمینه را برای تنبلی از بین ببرند.
برای بیش از یک قرن، محیط فیزیکی کلاس درس بازتاب شیوه سنتی آموزش کلاسی بود. کلاسهای استاندارد عمدتاً تحت سلطه ردیفهای منظم و ثابت میز و صندلیهایی قرار داشتند که همگی رو به سمت تخته و معلم قرار میگرفت.
این چیدمان، جریان واحد و جهتمند از توجه را شکل میداد؛ جریانی که از معلم به سمت دانشآموزان حرکت میکرد و در عین حال، تعامل میان همکلاسیها را با هدف گوش دادن به معلم، محدود میساخت. در چنین محیطی، تغییر جهت، گفتوگو با همکلاسی یا شکلگیری بحث گروهی، اغلب بهعنوان عاملی خارج از الگوی مطلوب کلاس تلقی میشد.

تصویر 1: کلاس درس سنتی مدارس ایران با نیمکتهای چوبی متصل
تغییرات به سمت کلاسهای درس پویا و مشارکتی، نتیجه درک عمیقتر از ارتباط میان فضا، رفتار انسان و فرایند یادگیری بود. تحقیقات حوزه طراحی محیطی نشان میدهند که فضای فیزیکی میتواند از طریق عواملی مانند فردیسازی (Individualization) و انعطافپذیری (Flexibility)، بهعنوان یکی از عوامل مهم در تسهیل یادگیری عمل کند.

تصویر 2: فعالیت گروهی کودکان با معلم در کلاس مشارکتی
چندین دهه پژوهش و بررسی نشان میدهد یادگیری مشارکتی چهرهبهچهره، در مقایسه با رویکردهای سنتی یا رقابتی، تأثیر مثبتی بر پیشرفت تحصیلی دارد. اندازه اثر 0٫54 نشان میدهد این رویکرد میتواند منجر شود به:
مزایای یادگیری مشارکتی به پیشرفت تحصیلی محدود نمیشود. تعامل هدفمند در کلاس میتوانند به موارد زیر نیز کمک کنند:
کلاس درس مشارکتی پویاست و به جای تکیه بر ردیفهای ثابت، از منطقهبندی انعطافپذیر و چیدمانهای سازگار استفاده میکند. مهمترین ویژگیهای این رویکرد عبارتاند از:
کلاسهای درس انعطافپذیر به جای تثبیت دانشآموزان در موقعیتهایی مشخص، طراحی میشوند که بتوانند خود را با نیازهای متنوع برنامه درسی و فعالیتهای آموزشی سازگار کنند. این رویکرد میتواند شامل مناطق اختصاصیافته به گروههای کوچک، گوشههای مطالعه فردی و آرام، و همچنین فضاهای مرکزی باز برای فعالیتهای مشترک باشد.

تصویر 3: انعطافپذیری فضا و یادگیری گروهی دور میز مدولار: استفاده از میزهای گرد یا مدولار به جای ردیفهای ثابت، امکان تعامل مستقیم چهرهبهچهره، اشتراک منابع و کار تیمی را بدون نیاز به جابهجاییهای سنگین فراهم میکند.
انعطافپذیری فضا باید همگام با نیازهای دانشآموزان تغییر کند. برای دانشآموزان خردسالتر در مقطع ابتدایی، فضاهای دارای چندین منطقه یادگیری مشخص و مبتنی بر بازی میتوانند از کاوش اجتماعی و رشد فردی حمایت کنند.
برای دانشآموزان بزرگتر، فضاهای بازتر و چیدمانهای بزرگتر و چهارگوش، امکان جابهجایی روان میان کار فردی، همکاری در گروههای کوچک و بحثهای کلاسی را فراهم میکنند.
معماری آموزشی مدرن، راهروها و آتریومها را از معابر صرفا عبوری به «فضاهای یادگیری مشترک» تبدیل میکند. مسیرهای عریض، مرزهای بصری شفاف و فضاهایی مثل کتابخانههای باز در راهرو، بستری برای برخوردهای تصادفی، گفتوگوهای غیررسمی میان دانشآموزان و دسترسی مشترک به منابع فراهم میسازند؛ پیوندی که تعامل را از پشت درهای بسته کلاس به کل محیط آموزشی گسترش میدهد.

تصویر 4: ارتباط و جریان فضایی در محیط آموزشی باز: ادغام مسیر تردد با سکوهای نشستن پلکانی، راهروهای مرده را به مناطق فعال اجتماعی و تحصیلی تبدیل میکند تا مرز بین کلاس درس و فضای عمومی شکسته شود.
ایجاد یک فضای آموزشی تعاملی تنها به تنظیم مجدد چیدمان کلاس محدود نمیشود؛ بلکه به بازنگری اساسی در طراحی مبلمان نیز نیاز دارد.
در کلاسهای سنتی، میان تمایل طبیعی کودک به حرکت و الزامات کمتحرک آموزش رسمی نوعی تضاد وجود دارد. زمانی که دانشآموزان مجبور باشند برای مدت طولانی روی صندلیهای نامناسب بنشینند، ناراحتی فیزیکی میتواند بهسرعت بر توانایی آنها برای تمرکز و مشارکت مؤثر تأثیر بگذارد.
برای آنکه دانشآموزان بتوانند بهصورت راحت و مؤثر در فرایند یادگیری مشارکت کنند، مبلمان باید با ابعاد فیزیکی بدن آنها متناسب باشد.
زمانی که میز بیش از حد بلند باشد، دانشآموز ممکن است شانههای خود را بالا نگه دارد و بازوهای خود را در وضعیت نامناسبی قرار دهد. این شرایط میتواند به افزایش فشار در گردن و قسمت بالایی پشت منجر شود.
صندلیها میتوانند با استفاده از ویژگیهایی که از بدن در طول حرکات پویا پشتیبانی میکنند، وضعیت نشستن مناسبتری ایجاد کنند.
مبلمان در کنار تکیهگاههای پشتی محدب و انعطافپذیر و همچنین سطوح شیبدار میز، معمولاً با شیبی در حدود 10 درجه، میتواند میزان خمشدن گردن و وضعیتهای نامناسب بدن را هنگام خواندن، نوشتن و مشارکت در فعالیتهای گروهی کاهش دهد.
محصولات رادمانا طراحی شدهاند تا بهعنوان حامی یادگیری مشارکتی عمل کند؛ صندلیهای با نشیمن منعطف و قابلیت چرخش آزادانه، به دانشآموزان اجازه داده که بدون قفل بدن یا برهمزدن فضا، در لحظه جهت خود را به سمت همگروهیها تغییر دهد و در تعاملات کلاسی نقش فعال داشته باشد.

تصویر 5: صندلی آموزشی آوند رادمانا
یادگیری مشارکتی مستلزم آن است که دانشآموزان بتوانند جهتگیری بدن خود را بهطور مداوم تغییر دهند؛ برای مثال، برای روبهرو شدن با یک همکلاسی، پیوستن به یک گروه چهارنفری یا تغییر جهت توجه به سمت معلم.
مبلمان آموزشی مدرن به سمت راهکارهایی مانند صندلیهای گردان و چرخدار، میزهای متحرک سبکوزن و فضای کاری نشسته/ایستاده یا متمایل به ایستادن حرکت کرده است. این راهکارها اجازه میدهند دانشآموزان بدون ایجاد اختلال جدی در جریان کلاس، موقعیت خود را تغییر دهند.
گذار به فضاهای آموزشی پویا، تعاملی و برخوردار از پشتیبانی ارگونومیک، پیامدهای مختلفی در زمینه یادگیری، رفتار و سلامت فیزیکی دانشآموزان دارد. که در زیر مشاهده میکنید:
محیطهای یادگیری مشارکتی رودررو، میانگین اندازه اثر قابلتوجهی در پیشرفت تحصیلی، در طیف گستردهای از موضوعات درسی، ایجاد میکنند.
مدلسازی محیطی چندسطحی نشان داده که برخی عوامل طراحی فضای کلاس، بهویژه انعطافپذیری و نور، میتوانند حدود 16 درصد از واریانس پیشرفت یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی را در طول یک سال تحصیلی توضیح دهند.
مطالعات آیندهنگر 24 ماهه نشان میدهند دانشآموزانی که به فضاهای ارگونومیک و تنظیمشده بهصورت فردی، مانند میزهای شیبدار و صندلیهای زینی قابلتنظیم، دسترسیداشتهاند، در مقایسه با دانشآموزانی که از مبلمان سنتی و غیرقابلتنظیم استفاده کردهاند، بهطور کلی نمرات تحصیلی بهتری کسب کردهاند.
استفاده از مبلمان متناسب و انعطافپذیر میتواند به بهبود مستقیم و از نظر آماری معنادار رفتار متمرکز برای وظایف و میزان تمرکز دانشآموزان در طول درس منجر شود.
مبلمان متناسب با اصول ارگونومی میتواند به کاهش رفتارهای نشستن غیراستاندارد، مانند قوزکردن، تکان دادن پاها یا تکیهدادنهای نامناسب و خارج از محدوده حمایتی صندلی، کمک کند.
تجهیز کلاسهای درس به ایستگاههای کاری نشسته-ایستاده یا صندلیهای توپی میتواند در میان دانشآموزان به ویژه دانشآموزان دارای بیشفعالی و نیازهایهای حسی موارد زیر را افزایش دهد:

تصویر 6: نشستن پویا با توپ پیلاتس در کلاس درس: تصویر نمونهای از رویکرد «نشستن پویا یا فعال» در مقاطع پیشدبستانی و ابتدایی با جایگزینی صندلیهای سنتی با توپهای سوئیسی / پیلاتس (Stability Balls)
فراهم کردن صندلیهای متناسب و همچنین مبلمان مناسب میتواند به کاهش کمردرد، درد ناحیه گردن و شانه و تنش عضلانی گزارششده در کودکان کمک کند.
مطالعات نشان میدهند مبلمان زینی ارگونومیک میتواند به بهبود همترازی ستون فقرات در وضعیت ایستاده کمک کند. این مطالعات همچنین از اصلاح چشمگیر کیفوز، اسکولیوز و لوردوز و تقویت عضلات مرکزی تنه در پی استفاده از این نوع مبلمان گزارش دادهاند.
ایستگاههای کاری متمایل به ایستادن میتوانند میزان مصرف انرژی را افزایش دهند و دانشآموزان را قادر سازند در طول زمان کلاس، بدون احساس خستگی فیزیکی قابلتوجه، حدود 17 درصد کالری بیشتری بسوزانند.
استفاده از چنین راهکارهایی میتواند بهعنوان یکی از استراتژیهای طراحی محیط آموزشی برای مقابله با کمتحرکی و عادت نشستن طولانیمدت در دوران کودکی مورد توجه قرار گیرد.
گذار به یادگیری تعاملی فقط با تغییر مبلمان یا روشهای تدریس محقق نمیشود؛ کالبد فیزیکی کلاس درس و کالبد سازمانی و شناختی باید همگام باهم تحول پیدا کنند. چیدمانهای انعطافپذیر و مبلمان ارگونومیک، تضاد دیرینه میان نیاز طبیعی بدن به حرکت و ضرورت نشستن برای یادگیری را از میان برمیدارند.
با فراهم کردن بستری برای سلامت جسمانی، پویایی حرکتی و تعامل با همتایان، کلاس درس از محیطی خستهکننده به فضایی پرانرژی تبدیل میشود که در آن هم سلامت دانشآموزان حفظ شده و هم تمرکز و انگیزه تحصیلی آنها به اوج میرسد.
یادگیری مشارکتی چه تفاوتی با آموزش سنتی کلاسی دارد؟
در مدل سنتی، جریان انتقال دانش یکطرفه (از معلم به کل کلاس) است و دانشآموزان منفعلانه گوش میدهند؛ اما در یادگیری مشارکتی، دانشآموزان در گروههای کوچک به حل مسئله، بحث و تبادل نظر تیمی میپردازند. پژوهشها نشان میدهند این شیوه با اندازه اثر قابلتوجه 0٫54، درک عمیقتر مفاهیم و بهبود معنادار نمرات در دروسی مانند ریاضی و علوم را به همراه دارد.
چرا کلاسهای تعاملی به مبلمان متحرک و پویا نیاز دارند؟
در فرایند کار گروهی، دانشآموزان مدام ناچارند جهت بالاتنه خود را برای تعامل با همگروهیها، تماشای تخته یا گفتوگو با معلم تغییر دهند. صندلیهای سنتی و صلب با قفل کردن زاویه لگن و ستون فقرات، مانع این چرخشها میشوند؛ در حالی که مبلمان متحرک (مانند صندلیهای زینی گردان یا چرخدار) این جابهجاییهای ریز وضعیتی را بدون برهم زدن نظم کلاس ممکن میسازند.
چیدمان فیزیکی کلاس تا چه اندازه بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان تأثیرگذار است؟
مدلسازیهای محیطی نشان میدهند که کیفیت عوامل فیزیکی محیط آموزشی بهویژه انعطاف پذیری چیدمان و نور مناسب میتواند تا 16 درصد از واریانس پیشرفت یادگیری دانشآموزان را در طول یک سال تحصیلی توضیح دهد.
مبلمان نشسته-ایستاده چه نقشی در یادگیری کودکان با نیازهای ویژه مانند ADHD دارند؟
کودکان مبتلا به نقص توجه و بیشفعالی نیازمند تخلیه حرکتی مداوم هستند. صندلیهای فعال و ایستگاههای کاری نشسته-ایستاده بدون ایجاد حواسپرتی در کلاس، امکان حرکت کنترلشده و مصرف انرژی را فراهم کرده و از بیقراری حرکتی کاسته و ماندگاری تمرکز روی تکلیف (Task) را بالا میبرند.
1. BS EN 1729-1:2015. Furniture — Chairs and tables for educational institutions. British Standards Institution, 2015.
2. Bridger, R. S. Introduction to Human Factors and Ergonomics. 4th ed., CRC Press, Taylor & Francis Group, 2018.
3. Molenbroek, J. F. M., Kroon-Ramaekers, Y. M. T., & Snijders, C. J. "Revision of the design of a standard for the dimensions of school furniture." Ergonomics, 2003.
4. Castellucci, H. I., Arezes, P. M., Molenbroek, J. F. M., de Bruin, R., & Viviani, C. "The influence of school furniture on students' performance and physical responses: Results of a systematic review." Applied Ergonomics, 2014.